تبليغاتX
فرزندان کوروش
فرزندان کوروش
ما فرزندان کوروشیم پیام آور صلح
چهارشنبه یازدهم مهر 1386


 من این زن سرکش

                              را

                                       دوست دارم!

 

در   کشور ما که همه چيز حتي دين که يک موضوع کاملا شخصيه ارثي ست و همه چيز روي محور عرف ميچرخه عجيب نيست که چنين زن فرهيخته و روشنفکري که در طول زندگي کوتاه مدت خودش آثار بي نظيري خلق کرد و کارهايي کرد که کمتر مردي ميتونه انجام بده زني بد  سرکش و حتي فاسد  و سکسی معرفي بشه

 

 

 

 

 

 

                                                         

 

 

 

 

 

 

 

 

فروغ نه سجاده آب کشيد نه حجاب رعايت کرد و نه تا آخر عمرش به پاي پسرش  با مرد از خودراضي و خودخواهش ساخت اشعارخلاف عرف هم ميگفت مثل گنه. بله زني بود که از دید بسیاری از زنان و مردان ایرانی زنی بد به حساب میاد چون ميزان براي خوب و بد بودن تو دين موروثي  ایرانیها که اکثرا  هيچ دليل قانع کننده اي براي قبول اون ندارند و تنها به خاطر ترسهايي که از دوران کودکي به وسيله ي بزرگترها به اونها القا شده اين دين رو قبول دارند الگوهاي هزار و پونصد ساله ايه  که فقط عبادت میکردند

  

 

 مطلقه هم بود چيزي که عرف  اسلامي ايراني اصلا اونو نمي پذيره و زن مطلقه رو مثل يه جذامي به حساب مياره گفتم جذامي ياد اين افتادم که فروغ فرزند يک زوج جذامي رو به فرزندخوندگي قبول کرده بود و مثل پسر خودش کاميار  با اون رفتار ميکرد  جذام حتي اسمش هم خیلی از ما ها رو که طبق عرف جامعه رفتار میکنیم ميترسونه چه برسه به اينکه  بچه ي جذاميها رو بزرگ کنیم

در جامعه اي که  حتي نبايد در اون اسم يک زن رو بلند صدا زد فروغ شعر گنه رو گفت و احساس طبیعی يک انسان رو که به جرم  زنیت اون رو فاقد ميل  ميدونن و فقط به عنوان وسيله اي براي دفع نیاز جنس برتر يعني مرد معرفی شده فرياد زد

مجموعه اشعار اسير ،ديوار ، تولدي ديگرو عصیان از جمله شاهکارهاي اين زن جسور هستند.

البته او در سينما نيز دستي داشت و در آثار مستند و سينمايي هم به ايفاي نقش پرداخت.    

                                                                                 

                                   

                         

                                                                                                                       

سال 45 براثر حادثه ي رانندگي فروغ جسم خاکيش روا ترک کرد و به ابديت و جاودانگي پيوست

((مرگ من روزي فرا خواهد رسيد

در بهاري روشن از امواج نور

در زمستاني غبار آلود و دور

يا خزاني خالي از فرياد و شور))

 

32 سال زندگی کرد  عمرش مثل گل کوتاه ولی پرثمر بود

 

ميليونها زن به ظاهر عفيفه و نجيبه و مکرمه در  ايران زندگي کردند  و رفتند و هيچ اسمی اونها باقي نموند اون الگوي هزار و پونصد سال پيش زنان مسلمان و شیعه  هم هيچ کار بزرگي نکرد فقط در دوراني که زن حتي انسان هم به حساب نميومد با حجب و حيا بود و کارهاي خونه و شوهرداري رو به نحو احسنت انجام ميداد کاري که مادر من و  شما هم انجام ميده پس اين چه الگويي براي زن ايراني ست که در دنيايي زندگي ميکنه که همه چيز به سمت امروزی شدن و دوری از دنیای دیروز  پيش ميره و نميتونه بهترین زن رو زنی بدونه که به قول فاطمه نه اون مردي رو ببينه نه مردي اون رو!!

 

بله فروغ يک زن سرکش بود که احساسات درونيش  و جنسیتش رو هم در شعرش بی پروا روی کاغذ آورد

اینم شعری که این زن شجاع در توصیف  یک احساس عاشقانه سرود و به خاطر سرودن اون مورد فحاشی

بسیاری قرار گرفت: 

 

  

 

 
گنه کردم گناهي پر ز لذت

درآغوشي که گرم و آتشين بود

 
گنه کردم ميان بازواني

که داغ و کينه جوي و آهنين بود

 

 
در آن خلوتگه تاريک و خاموش

گنه کردم چشم پر ز رازش

دلم در سينه بي تابانه لرزيد

ز خواهش هاي چشم پر نيازش

 
در آن خلوتگه تاريک و خاموش

پريشان در کنار او نشستم       

لبش بر روي لبهايم هوس ريخت 

ز اندوه دل ديوانه رستم

 
فروخواندم به گوشش قصه عشق

ترا مي خواهم اي جانانه من

ترا مي خواهم اي آغوش جانبخش

ترا اي عاشق ديوانه من

 
هوس در ديدگانش شعله افروخت

شراب سرخ در پيمانه رقصيد

تن من در ميان بستر نرم

بروي سينه اش مستانه لرزيد

 
گنه کردم گناهي پر ز لذت

کنار پيکري لرزان و مدهوش

 
خداوندا چه مي دانم چه کردم

در آن خلوتگه تاريک و خاموش

 

( فروغ رو به خاطر همین سنت شکنی هاش دوست دارم)

  

اینجا کلیک کنید و کارهای  بزرگی که  این زن روشنفکر در طول زندگی کوتاه خودش انجام داده بخونید.

                               


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : سمیه در ساعت 15:53